تبليغاتX
خون آشام و گرگینه

خون آشام و گرگینه

یک عاشق فیلم جهان زیرین

بچه ها سلام.

 

به خاطر بعضي مسائل ميخوام اين وبلاگ رو ببندم.ولي شايد به زودي يكي ديگه درست كنم.چون يكي كه نميخواستم آدرس اينجا رو فهميده.

هركي هم ميخواد با من در ارتباط باشه به damagh_2006@yahoo.com برام آف بزاره.شاید هم تونستیم با هم چت کنیم.

 

پس خداحافظ همین حالا و دلم براتون خیلی تنگ میشه.

 

تا بعد.

 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 19:10  توسط selen  | 

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

ســـــــــــــــــــــــــــــلام

 

اگه بدونید چه قدر دلم براتون تنگ شده بود.  ولی به تنهایی احتیاج داشتم .ولی هی سر میزدم و پیامهای پر از محبتتون رو میخوندم.راستش بعضی اوقات گریه هم میکردم.بلاخره تصمیم گرفتم که بیام .چون فهمیدم که دوستای خوبی دارم که نگرانم هستند و باید بهشون سر بزنم.هرچی بگم چه روزهای بدی داشتم باز هم کم گفتم.چون که حالم خیلی بد بود.من به بابا بزرگم خیلی وابسته بودم و چند بار هم حالم بد شد و بردنم بیمارستان.چند روز هم اونجا موندم.از بس غذا نخوردم زخم معده گرفتم و تو جیبم پر قرصه.

 

ولی تصمیم گرفتم که از اول شروع کنم.دلم برا همه تون خیلی تنگ شده و خیلی دوستتون دارم.

از این به بعد دیگه زود به زود آپ میکنم.قول میدم.سینمایی ها هم باید دیگه منتظر باشن. چون میخوام بترکونم.

 

تا بعد.

 

بــــــــــــــــــــــــــــــای

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 17:18  توسط selen  | 

خداحافظی

ســــــــــــــــــــلام

این چند روز چی کار کردید؟ چه خبر؟خبر جدید که مثل همیشه تیم ملیه که تو ثانیه های آخر باخت رو با مساوی عوض کردیم.اون هم همش کار وحید بود که انگار فقط اون میدونست این تیم ملیه،نه گل کوچیک محله شون.

بچه ها یه خبر دیگه هم دارم.این که ما داریم میریم مسافرت(اسپانیا) و دوهفته ای نیستیم.حیف،اون یکی وبلاگم هم آماده شده بود و میخواستم بهتون معرفیش کنم که گذاشتم برا بعد از مسافرت.اگر کسی سوغاتی یی چیزی میخواد،همین الان بگه که من براش بیارم.

راستی،تو قسمت لینکها هم دوتا لینک اضافه کردم که حتما ببینید.اولیش یکی از بهترین سایتهاییه که من تو موضوع دانلود آهنگ دیدم.و همه چی داره(از جمله جسی)البته همه شون آمریکایین.ولی خیلی کامله. دومیش هم سایت برنامه ی نوده که دیشب تازه معرفیش کردن.

این هم بیوگرافی جسی: نام کامل:جسی آبراهام( آرتور) مک کارتنی

تاریخ تولد:9 آوریل 1987

محل تولد:وست چستر، نیویورک

اعضای خانواده:1 خواهر و 1 برادر جوانتر به اسم لی و تیمی و مادرش Gingerو پدرش اسکات

- اسم های مستعار:جس ، جستر ، پسر نارنجی



جس در خانواده ای هنرمتد به دنیا اومد و علاقه ی او به بازیگری و خوانندگی همزمان با آغاز فعالیتش در اجتماع تئاتر بود.سال 98 برای کار درام all my children انتخاب شد و این اولین کار تلویزیونی او بود که برای همین نقش جایزه بهترین جوان بازیگر و تازه کار را که مسابقه اش هر سال در لس آنجلس برگزار میشه رو برد.در 1997 کار حرفه ایش را با ""The King And I شروع کرد.

او همچنین خواننده اصلی گروه dream street بود که با 4 پسر دیگه کار می کرد و جالبه بدونید آلبوم این گروه توی چارت اول شد.او اولین آلبوم مستقل خود را در سال 2004 به بازار داد.(Beautiful Soul)

از بین حرفها:

_جس:هر روز برای من روز فوق العاده ایست.من واقعا احساس خوش شانسی می کنم که چنین طرفدارای عالی و حمایت کننده ای دارم.

- دختری رو دوست دارم که بتونه منو بخندونه.من پسری نیستم که به هرچیزی بخندم و یا مرتب لبخند بزنم و مدام بخندم.اما اگه یک دختری بتونه منو بخندونه من عاشقشم.

- لبخندی رو دوست دارم که طبیعی باشه من دیوونه نیستم که الکی بخندم این استایل منه.



چیزایی که بد نیست بدونید:

- جس در اصل موهاش مشکیه

- دو تا اسم میانی دارم هم آبراهام هم آرتور

- در حال ضبط فیلم جدیدی به نام keith هستش که امسال به بازار میاد .او موهای بلوندشو برای این فیلم قهوه ای کرده.

- اولین قرارش با Katie Cassidy به همراه اون برای خوردن بستنی رقته و در هفته معمولا 2 یا 3 بار برای خوردن سوشی یا غذاهای ایتالیایی با هم بیرون می روند.در آخر ویدیوی she`s no u هم می توانید دوست دخترش کتی رو ببینید.

- داستان فیلم keith بر اساس کتاب hotel Eden(هتل بهشت"عدن")نوشته ی Ron Carlson است

- جس عاشق سگ است و نژاد سگ مورد علاقه ی او سگ های درشت سیبری است.او به مجله ی تین پیپل گفته که خیلی دوست داره یکی از این سگ هارو داشته باشه و باهاش مسافرت بره.

- از ویل اسمیت و جاستین تیمبرلیک الگو میگیره.

- خجالت آورترین لحظه ی زندگیش موقع کنسرت با گروه dream street بوده که شلوارش روبا بند کشی بسته بوده او گفته که من همیشه قبل از این که نور بیاد روی صحنه از محکم بودن گیره های سر اون مطمئن میشدم اما این بار نمی دونم چی شد که موقع اجرا یک دفعه شل شد و باز شد و من با زیر شلواری مقابل جمعیت وایساده بودم.

- سی دی های مورد علاقه:جاستین تیمبرلیک، آشر؛ maroon5، جیمز تایلور، ری چالز

- هیچ کدوم از کتاب های هری پاترو نخونده اما همه ی فیلماشو دیده و به گفته خودش یک با هم شانس ملاقات با اما واتسون را داشته که حالا بزرگ شده و به نظرش خیلی نازه و یه کمی هم لهجه داره اما خیلی نازه.

- از دیدن آنا کورنیکوا به هیجان اومده و گفته این بزرگترین آرزوی زندگیش بوده که محقق شده.

- معتقده که بهترین خانواده رو داره.

- ساکسیفون می زنه

- موقع ضبط beautiful soul فقط 15 سال داشته.

- دوست داره red bull بنوشه

- بزرگترین ترس: تصادف

- مکان مورد علاقه اش برای خواندن :زیر دوش

- فصل مورد علاقه: پاییز

- عدد مورد علاقه:7

- ماشین مورد علاقه: BMW M3

- آهنگ مورد علاقه: ALL THE THINGS SHE SAID از tatu

- موسیقی مورد علاقه :راک و پاپ

- هنر پیشه زن مورد علاقه:آنجلینا جولی

- هنرپیشه مرد مورد علاقه: ویل اسمیت،جیم کری،رابین ویلیامز، مل گیبسون، مت دیمون و رابرت دنیرو

- رنگ مورد علاقه: نارنجی

- غدای مورد علاقه: پیتزا

- کتابهای مورد علاقه: 'Death Be Not Proud', از John Guther و 'The Grapes of Wrath', از John Steinbeck

- مواقع تنها یی دوست داره توی اتاقش تنها باشه با صدای ضبط بالا

- ورزش مورد علاقه: بیسبال
منبع:ویکی پدیا

تابعد.

بــــــــــــــــــــــــــــای

پ.ن:معرفی فیلمای جدید رو حتما بخونید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 10:48  توسط selen  | 

آمپول

ســـــــــــــــــــــــــــــلام

اول یه خبر بدم.رفتم دکتر و خودتون می دونید که اونجا چه بویی میده.حالم داشت به هم میخورد.همینطور از ترس هم داشتم می مردم،بعد یه خانوم دکتر مهربون که با دیدنش موهام رو تنم سیخ شد.با لبخندی بر لب آروم آروم به طرفم اومد و خودتون دیگه حال منو اون موقع حدس بزنید.داشتم همونجا دچار شوک مغزی می شدم.ولی خدارو شکر به خیر گذشت.اووووووووووف.من اصلا نمی دونم چرا من از دکتر می ترسم.راستش فکر کنم این ترس از موقع بچه گیم تو تنم مونده باشه،آخه من بچه که بودم،خیلی کوچولو بودم و زیاد مریض می شدم.آخی،بعد که می بردنم دکتر چون خودم می دونستم چی در انتظارمه تمام مدت رو گریه می کردم.آخه می دونید،اگر اون دکتره هم نخواد آمپول بده،مامانم یه جوری مثل دیوونه ها بهش نگاه می کنه که یعنی آمپول بنویس.به خاطر همین هر وقت مامانم هم با هامون میومد،من میچسبیدم به بابام(خیلی بابایی بودم،هنوز هم هستم)و کلی گریه می کردم.خلاصه که ،اینه دیگه.

خوب،از بحث آمپول و دکتر بیایم بیرون .حالتون به هم نخورد؟؟؟؟؟؟ بچه ها دنبال Jesse McCartney گشتید؟؟خیلیی جیگره ها.هم صداش،هم خودش؛ولی از اونجایی که شما دوستش ندارید،من هم زندگینامه شو نمیزارم؛تاخودتون بگید.

خوب،حرفی نمونده غیر از اینکه برا تیم ملی دعا کنید،خوب؟؟؟؟؟افرین پسر/دخترا ی خوب.

تا بعد.

بـــــــــــــــــــــــــــای

پ.ن:قسمت آخر اسکار رو از دست ندید.(خطاب به فیلمیا)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 10:54  توسط selen  | 

ســــــــــــــــــــــــلام

چه طورید؟من که حسابی سرم شلوغه.وقت سر خاروندن ندارم.صبح ها که به اینترنت وصلم و معمولا دارم یه چیزی دانلود میکنم.عصرها هم که میرم بیرون دنبال کتاب تست میگردم.آخه میدونید،امسال امتحان تیز هوشان دارم.باید یه چیز هایی بلد باشم.وای،حالا امتحان نهایی رو نگو.

بعدش هم ،دارم عکسا مو یه جا آپلود میکنم،و چون من خیلی عکسهای خوشگل دارم،یه چند روزی طول میکشه.باید چند روز منتظر بمونید.ولی اگه من این وبلاگ دومی رو درست کنم،میترکونم.چون عکسهای من خیلی هنری و خوشگلن.من که خیلی ازشون خوشم میاد.شما هم حتما خوشتون میاد

یه چیز دیگه هم مونده : دیشب من شام نخوردم.خوب،گشنم نبود. ولی در عوض شب دو نوبت حالم به هم خورد.داداشم هم که ترسیده بود،رفت مامان و بابا رو بیدار کرد.حالا هم قرار شده امروز من رو ببرن دکتر.وای،چی کار کنم من از دکتر و آمپول و این جور چیز ها میترسم.اصلا وقتی بوشون به دماغم میخوره،در مرز خفه شدنم.شما بگین من چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در آخر هم باید یه مطلبی رو به اطلاع فیلمیا بر سونم.من فقط دو تا دست دارم. ولی با ابن حال تمام چیز هایی رو که خواسته بودید،پیدا کردم و به نوبت میزارم.

خوب،دیگه چیزی نیست.

تا بعد.

بـــــــــــــــــــای

پ.ن:فیلمیا که دیگه خودشون میدونن چی کار کنن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 10:44  توسط selen  |